آیکن بنر

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

بلک فرایدی فست‌دیکشنری - تا ۴۴٪ تخفیف

خرید با تخفیف
خرید اشتراک
آخرین به‌روزرسانی:

Prima Donna

ˈpriːməˈdɑːnə ˈpriːməˈdɑːnə

معنی prima donna

noun phrase

خواننده برجسته زن اپرا یا کنسرت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prima donna

  1. noun principal female performer
    Synonyms:
    singer star soloist diva headliner leading lady lead vocalist opera singer First Lady superstar superwoman topliner
  1. noun temperamental person
    Synonyms:
    spoiled brat crybaby self-centered person vain person egotist narcissist conceited person princess

ارجاع به لغت prima donna

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «prima donna» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/prima donna

لغات نزدیک prima donna

پیشنهاد بهبود معانی